محکوم به گناه
مطالب رمانتیک وعاشقانه
خدایا من محتاجم به یک دست تو نمی خواهم این بار دستت را روی سرم بکشی این بار نمی خواهم دستت اشکهایم را پاک کند نمی خواهم ان دستت مرا آرام کند من می خواهم با دستت بر پشت سرم بزنی و فریاد زنی و بگویی راه برو با خشم بگویی به چه خیره ماندی دگر منتظر که هستی راه برو بگویی دگر در این دنیا خام نشو فقط به سوی من راه برو من می خواهم با دستت مرا هل بدهی من که مهربانی هایت را دیده ام می دانم من که می دانم با دست دیگرت دستم را خواهی گرفت
نظرات شما عزیزان:
قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |